دبستان غیردولتی پسرانه معراج اندیشه اداره کل آموزش و پرورش استان همدان

قصه های خوب برای بچه های خوب

هرچند از مرحوم آذریزدی کتب فراوانی بجا مانده اما شاید بتوان گفت مهمترین و مشهور ترین کتاب ایشان دوره 8 جلدی "قصه های خوب برای بچه های خوب" است که بسیاری از کودکان و نوجوانان دیروز و امروز با آن آشنا و مانوس هستند. در ادامه معرفی اجمالی این هشت جلد کتاب می پردازیم:
قصه های کلیله و دمنه: این کتاب جلد اول از مجموعه قصه های خوب برای بچه های خوب است که دارای 25 داستان از قصه های کلیله و دمنه می باشد. کلیله و دمنه کتاب بسیار معروفی است که اصل آن تقریبا در حدود دو هزار سال پیش به زبان هندی نگارش یافته است. این کتاب مربوط به گروه سنی پایان دبستان و دوره راهنمایی می باشد.
قصه های مرزبان نامه: بیست و یک قصه از قصه های خیلی خوب کتاب مرزبان نامه انتخاب و بازنویسی شده اند که از میان آن ها می توان به چند تا از بهترین های آن اشاره کرد: «آواز بزغاله»، «پیاده و سوار»، «شغال خرسوار»، «مرغ آتش خوار»، «روباه و خروس» و «الاغ سواددار».
قصه های سندبادنامه و قابوسنامه: جلد سوم از محموعه قصه های خوب برای بچه های خوب شامل 13 داستان از سند باد نامه و 2 داستان از قابوسنامه می باشد. قابوسنامه و سند باد نامه دارای انشا قدیمی و بسیار دشوار می باشند که نویسنده سعی کرده این داستان ها را در قالب ساده بیان کند.
قصه های مثنوی: این کتاب برای گروه سنی «ج» (چهارم و پنجم دبستان) و «د» (دوره ی راهنمایی) و شامل 24 داستان کامل و مجزا، برگرفته از حکایت های شیرین و آموزنده ی «مثنوی مولوی» است.داستان ها چنان ساده و شیرین نوشته شده اند، که هر چند بار هم که آن ها را خوانده و شنیده باشیم، باز هم از خواندن آن ها بسیار لذت می بریم و می آموزیم.
قصه های قرآن: این کتاب جلد پنجم از مجموعه قصه های خوب برای بچه های خوب می باشد که دارای 18 قصه قرآنی است. این قصه ها بیشتر شامل قصه های پیامبران است.
صه های شیخ عطار: این کتاب از مجموعه قصه های خوب برای بچه های خوب دارای 21 داستان برگزیده از آثار شیخ عطار است که به بیان ساده و قابل فهم برای کودکان نوشته شده است.
قصه های گلستان و ملستان: این کتاب که جلد هفتم از مجموعه قصه های خوب برای بچه های خوب است، دارای داستان هایی از گلستان سعدی و مجموعه هایی که بعد از گلستان نوشته شده و بسیار شبیه گلستان سعدی می باشد، در بر می گیرد.
قصه های چهارده معصوم: جلد هشتم از مجموعه قصه های خوب برای بچه های خوب شامل قصه هایی از زندگانی چهارده معصوم علیهم السلام می باشد که از کتب مختلفی جمع آوری شده است.

اتش بدون دود

آتش بدون دود، یک داستان بلند هفت جلدی است که هر جلد آن شامل داستان جداگانه‌ای با تضادها و ماجراهای خاص خودش است. «آتش بدون دود» در رابطه با تاریخ و چگونگی زندگی ترکمن‌های ایرانی و فقر و محرومیت آنهاست.

سه مجلد این رمان قبل از انقلاب اسلامی چاپ شد و چهار مجلد آن نیز بعد از انقلاب به چاپ رسید.

ابراهیمی با این رمان به بهترین شکل، نمودهای فرهنگی و اجتماعی ترکمن‌های ایرانی را به نمایش گذاشته است. جلد اول کتاب با نام گالان و سولماز داستان عشقی است که به‌خاطر قوانین دو قبیله، ممنوع و ناپسند است.

این داستان سرگذشت عشقی است که بدون توجه به اختلافات دو قبیله بزرگ ترکمن، بین دو جوان رخ داده است. گالان، جنگجویی است که در عین‌ حال بهترین شاعر صحرا نیز هست؛ او انتقام‌جو، بی‌رحم و در عین حال درستکار است. سولماز زیباترین و باهوش‌ترین دختر صحراست که بسیار مغرور است. عشق آنها، عشقی جنون‌آمیز و منحصربه‌فرد است.

جلد دوم کتاب با عنوان درخت مقدس، سال‌ها پس از داستان گالان و سولماز را روایت می‌کند و شخصیت‌های اصلی این مجموعه، دکتر آق‌اویلر و همسرش را معرفی می‌کند.

جلدهای بعدی کتاب به ترتیب با عناوین: اتحاد بزرگ، واقعیت‌های پرخون، حرکت از نو، تو هرگز از حرکت بازنخواهی ایستاد و هر سرانجام سرآغازیست، نوشته شده‌اند.

چهار جلد پایانی این کتاب متاثر از فضای سال‌های انقلاب است و روایتی که نادر ابراهیمی شروع کرده است با روایت‌های سال‌های انقلاب رشد می‌کند.

«آتش بدون دود»، یکی از درخشان‌ترین آثار نادر ابراهیمی است که عنوان رمان‌نویس منتخب بعد از انقلاب را نیز برای او به ارمغان آورده است. ابراهیمی براساس این رمان، سریالی تلویزیونی نیز با همین نام ساخت که مخاطبان و علاقه‌مندان بسیاری را به خود جذب کرد.

نثر این رمان پر از جملات کوتاه و پرمغز است که می‌تواند به‌راحتی به‌خاطر سپرده و توسط خواننده برای دیگران تکرار و از نسلی به نسل دیگر منتقل شود.

بچه های فرات

«بعضی اوقات اتفاقاتی در زندگی رخ می دهد که باید به خاطر آن از تمام دلبستگی هایت رها شوی و خودت را از همۀ تعلقاتِ دوست داشتنی ات برهانی! آری داستان ما هم از این قرار بود.»

عبارتی که در سطرهای بالا مشاهده کردید، نخستین جملات کتابِ «بچه های فرات» بود. از اسمِ کتاب و شروع موعظه وار آن مشخص است که کودکان و نوجوانان، مخاطب اصلیِ این کتاب هستند. البته میان داستان کودک و داستان نوجوان تفاوت زیادی وجود دارد. در واقع باید داستان این دو گروه سنی با یک دیگر متفاوت باشند. در ادامه به این نکته اشاره خواهد شد که چرا در این طبقه بندی هر دو گروه را مخاطب این کتاب می دانیم. گروه سنی دَه ـ یازده ساله تا سنین شانزده ـ هفده ساله در رده سنی نوجوان قرار می گیرند و سن دَه سال به پائین در رده سنی کودک. حتی شاید با اغماض و رده بندی های رسمی تر بشود دوران نوجوانی را بعد از سنین دوازده ـ سیزده سالگی در نظر گرفت. طبیعی است که هر سنّ و سال نیاز به محتوای مناسبِ سنّ و فهم خود دارد؛ اما متأسفانه در تولید محتوا برای گروه سنی نوجوان با فقر و کمبود چشم گیری مواجه هستیم. این فقرِ محتوا علل مختلفی دارد که می توان به چند مورد آن اشاره کرد: اول، عدم شناخت نویسنده از دنیای نوجوانان. دوم و شاید مهم ترین علت، بازارِ پررونق و بی حدّ و حصرِ کتاب های جذاب و خواندنی ترجمه. کتاب هایی که شاید از نظر محتوا و درون مایه، مناسبِ نوجوان ایرانی نباشد، اما به اندازه کافی برای مخاطب نوجوان جذابیت دارد؛ به خصوص که نمونۀ مناسب داخلی شاید به تعداد انگشتان دست هم نرسد. در دسترس بودن کتاب های مخصوصِ بزرگ سالان هم یکی از دلایلی است که روی ذائقۀ مخاطبِ نوجوان اثر گذاشته و نویسنده های کودک و نوجوان نمی توانند اثری مناسبِ ذائقۀ مخاطب خود خلق کنند. نوجوانی که به سایت های مختلفِ دانلودِ کتاب دسترسی دارد و در سن ده ـ دوازده سالگی دیگر با آثار مناسب سنّ خود ارتباط برقرار نمی کند.

این مقدمۀ طولانی را گفتیم تا برسیم به این نکته که آیا کتابِ «بچه های فرات» کتاب کودک است یا نوجوان؟

کتاب، روایتگر ماجرای سه پسر نوجوان است که قصد دارند به سپاه امام حسین(ع) بپیوندند و در این راه نیز با دشواری های زیادی دست و پنجه نرم می کنند. سه نوجوان به نام های «مالک»، «علی» و «سعد» که مخاطب، هیچ اطلاعاتی از سنّ و سال آن ها ندارد؛ آیا دوازده ـ سیزده ساله هستند یا شانزده ـ هفده ساله؟! اگر تازه از دوران کودکی عبور کرده اند، پس چرا به آن ها مسئولیت های بزرگ سپرده می شود و یا چرا از آن ها توقع های بزرگ تر از سِنّشان دارند؛ مثلاً نظارت بر کار کارگران یا بردن اُسرا نزد فرمانده لشکر و...؟ اگر در آستانه جوانی هستند، چرا هنوز رفتار کودکانه دارند؟

با توجه به ذائقۀ پیچیدۀ نوجوان ایرانی، به نظر من این کتاب مناسب گروه سنی نُه تا دوازده سال است، چون از پیچیدگی های فرمی بهره نبرده و به اندازه کافی اطلاعات برای روح تشنۀ نوجوانان ندارد. اما در عوض صحنه پردازی های داستان، ملموس و دارای روح است. نویسنده شاید در توصیف فضاها و مکان ها به اندازه کافی موفق عمل نکرده باشد، اما فضا و اتمسفر داستان به خوبی برای مخاطب، حتی مخاطب بزرگ سال قابل درک است. از دیگر ویژگی های مثبتِ این کتاب می توان به پویایی کتاب اشاره کرد؛ کتابی پر از صحنه و حرکت و دیالوگ. و بهتر از آن، گره افکنی ها و گره گشایی های پی در پی که به پویاییِ کتاب کمک شایانی کرده است. فارغ از توصیف مکان ها، گویا مخاطب با یک تصویر در حال حرکت مواجه است. اثری که تا حدودی قابلیت سینمایی شدن را دارد؛ مخصوصاً که پیرنگ کتاب به اندازه کافی پررنگ است. هیچ اتفاقی بدون دلیل رخ نمی دهد. حضور هیچ کس هم اتفاقی نیست. هرکسی که در دلِ داستان نامی از او برده شده، در پیش بُرد داستان مؤثر است. به اندازه ای که اگر یکی از آن ها نباشد، رشته داستان پاره می شود. در واقع هیچ آدمِ اضافه ای در داستان حضور ندارد. گرچه تعلیق کتاب کم رنگ است، اما نویسنده، شخصیت های داستان را هم دچار تعلیق کرده و این ندانستن و ناآگاهی و پرسش شخصیت ها باعث پیش بُرد داستان شده است. 

این داستان تقریباً بیش از هفتاد درصد ویژگی های یک داستان موفق را دارد. اما یک پاشنۀ آشیل دارد که از همان جا آسیب دیده؛ عدم اشراف نویسنده به فضای واقعی داستان. همان طور که در سطرهای بالا اشاره شد، داستان در سال63 هجری در حال وقوع است. از اسم کتاب هم مشخص است که فضای داستان مربوط به حاشیۀ فرات می شود. روستایی در نزدیکی فرات که اسمی از آن برده نمی شود. یک روستا که یک بزرگ تر دارد؛ بزرگ تری که اسمی از او برده نمی شود. فقط می دانیم که او پدرِ سعد است. ثروتمندترین فردِ روستا و در واقع رئیس روستا که هم تاجر است و هم گلّه دار. عده ای مسئول تجارت هستند و چوپان هایی که وظیفه نگه داری از گلّه های او را دارند. آیا این تعریف، شما را به یاد خان های روستاهای ایران و نظام ارباب رعیتی نمی اندازد؟ آیا در عراقِ آن روز روستاهایی با این شکل وجود داشته؟ به احتمال زیاد خیر. عراق یا شهرهایی مانند مدائن و کوفه داشته و یا مردمش بادیه نشین بوده اند. روستایی هم اگر بوده، حالت ییلاقی داشته و برای تفرّج بوده است، نه همچون روستاهای ایران تحت سلطۀ ارباب. اربابی که انبارش پر است از طاقه پارچه های نفیس، ظرف های چینی و بلور، شمشیر و خنجرهای سنگ کاری شده. این ارباب یا این تاجر، مال التجاره اش را از کجا فراهم کرده و به کجا خواهد برد؟ آیا مردم روستا مشتری این لوازم هستند؟ یا این که نویسنده از این لوازم نام برده تا میزان ثروت پدرِ سعد را به نمایش بگذارد؟

پدرِ سعد یا همان بزرگِ روستا که به شُکرانۀ نجات فرزندش از امواج فرات، همه اهالی روستا را مهمان یک ضیافت می کند. غذای مهمانی طَبَق های گوشت است و برنج و غذاهای آبکی. کاری به غذاهای آبکی نداریم که نویسنده می توانست حداقل به جای استفاده از عبارت غذاهای آبکی از کلمه شوربا استفاده کند؛ یک اسم معمول و متداول. نکتۀ اصلی، برنج بر سر سفره اعراب است؛ عرب هزار و چهارصد سال پیش. آیا اعرابِ آن سال ها برنج می خوردند و در ضیافت هایشان از برنج استفاده می کردند؟

و یا تا بوده و تا جایی که شنیده ایم سازِ چوپان ها همیشه نی بوده، اما در این داستان از واژۀ «ساز» استفاده شده است. «پای نخل، کِز کرده بود و سازش را دستش گرفته بود و در خود فرو رفته بود...» استفاده از واژۀ «ساز»، واژۀ مناسبی برای این کتاب در این دوره زمانی نیست.

نویسنده، گویا فراموش کرده که داستان مربوط به چهارده قرن پیش است. در صفحۀ چهل این کتاب به نکته ای اشاره کرده که احتمالاً نوجوانان کم سنّ و سال را هم دچار تعجب خواهد کرد. «مثل قهرمانی که یک روزه تمام مدال هایش را از او گرفته باشند» یا استفاده از داروی گیج کننده و خواب آور.

استنباط من این است که نویسنده، این کتاب را نه بر مبنای مطالعه و تحقیق، بلکه بر اساس فیلم هایی که دیده، نوشته است. ملغمه ای از سریال های ارباب رعیتی، فیلم های گانگستری و سریال های تاریخی که با چاشنی تخیل تبدیل به این کتاب کرده است. حتی اگر نویسنده برای این کتاب تحقیق و مطالعه کرده، آثار این تحقیق به چشم نمی خورد؛ نه مطالعه ای درباره ذائقه و دانسته های مخاطب نوجوان و نه مطالعه ای درباره اتمسفر داستان. این کتاب با توجه به کُنش و واکنشِ شخصیت ها و خط داستانی، این پتانسیل را داشت که به یکی از آثار مطرح نوجوان تبدیل شود؛ اما ضعف تحقیق و ناآشناییِ نویسنده با فضای داستان باعث شده تا کتاب در لایه های سطحی باقی بماند و حرفی برای گفتن نداشته باشد.

کنسرو غول

معرفی کتاب

مهدی رجبی حدود یک دهه است داستان و فیلم نامه می نویسد، اما به گفته ی خودش شیفته ی نوشتن رمان برای نوجوان هاست.
رمان کنسرو غول او افتخارات بسیاری را از آن او کرد: برنده ی نشان نقره ای لاک پشت پرنده (۱۳۹۴)، برگزیده ی جشنواره ی کتاب های برتر (۱۳۹۴) و رمان شایسته ی تقدیر شورای کتاب کودک (۱۳۹۴).
همچنین این رمان در سال ۲۰۱۵ در فهرست کتاب های خواندنی کتابخانه ی مونیخ (کلاغ سفید) قرار گرفت.

کتاب حاضر دربردارنده داستان فارسی برای نوجوانان است.
در این داستان، «توکا» بچّه ای ضعیف است که با کتک خوردن از جانب بچّه های دیگر، موجبات تفریح آن ها را فراهم می کند. تا اینکه با خواندن کتابی دربارة خاطرات جنایتکاری مشهور، تصمیم می گیرد شبیه او خشن، نترس و پول دار شود؛ تصمیمی که او را با ماجراهای بسیاری مواجه می سازد.

تن تن و سندباد

معرفی کتاب

کتاب تن تن و سندباد را می توان یک کتاب استراتژیک در حوزه ی ادبیات نوجوان به شمار آورد. این کتاب که در سال ۱۳۷۰ نگارش شده است، با نگاهی دقیق و نافذ مسئله ی نوظهور زمان خود را به عنوان موضوع و هسته ی اصلی داستان برگزیده است. هدف نویسنده از خلق چنین داستانی، پرداخت استعاری و غیرمستقیم به مسئله ی «تهاجم فرهنگی» غرب به شرق است. جالب آنکه در ابتدای دهه ی هفتاد، مسئله ی تهاجم فرهنگی امری واضح و قابل رؤیت برای همگان نبود و حتی علی رغم تأکیدات فراوان رهبرانقلاب، این امر برای طیف وسیعی از دست اندرکاران و مسئولان گنگ و نامفهوم بود...

کتاب «تن تن و سندباد» اثری خیالی و استعاری از تقابل دو شخصیت تن تن و سندباد به نمایندگی از دو فرهنگ غرب و شرق است. این کتاب سال ها پس از پایان مجموعه داستان های تن تن، توسط «محمد میرکیانی» خلق و نگارش شده است. کتاب داستان تقابل افسانه های کهن مشرق زمین و داستان های خیالی غرب با زبانی استعاری و در قالب واقع گرایانه است. شخصیت هایی نظیر سندباد، علی بابا و ... که روزگاری سکه ی رایج بازار نقال ها بودند و در دل داستان های خود نکته های پندآموز داشتند، در این کتاب به مصاف قهرمان های پوشالی و بزرگنمایی شده ی غرب می روند. هر کدام از این دو گروه به عنوان نماینده های فرهنگ خود در کتاب معرف می شوند. در مقابلِ قدرت های بی منطق و بزرگنمایی شده ی قهرمان های غرب، افسانه های شرق راه هایی منطقی و عاقلانه در پیش می گیرند و در برابر تهاجم و خوی خشونت طلبی آن ها، با صبر و اتحاد سرزمین شان را نجات می دهند. در حقیقت میرکیانی تلاش کرده است حقیقتی تاریخی را در قالب یک داستان خیالی برای نوجوانان بازگو کند. داستان تهاجم تکراری غرب بر سرزمین های شرقی و استعماری که بر کشورهای آسیایی و آفریقایی گذشته است، این بار در شکلی جدید و با هدف سیطره بر فرهنگ و اندیشه در تن تن و سندباد روایت می شود.

کتاب تن تن و سندباد نمونه ای موفق از نگاه اجتماعی یک هنرمند و دغدغه ی او درباره ی حفظ فرهنگ بومی کشور در دهه ی هفتاد است، میرکیانی با نگاهی دقیق از کارکرد ماهواره و خدمت ابزاری آن به دگرگونی فرهنگی مطلع شد و این مسئله را در کتاب خود به شکل داستانی مطرح کرده است. در جایی در انتهای کتاب، پس از شکست تن تن و دوستانش، کاروان سندباد به شهری می رسند و می فهمند که این بار غربی ها از آسمان حمله کرده اند، چنین می خوانیم: علاءالدین پرسید: «چطور از آسمان حمله کرده اند؟» پیرمرد آهی کشید و گفت: «می گویند با ماهواره. صنعت این قرن است. آن ها اینبار از بالا به سرزمین قصه های مشرق زمین حمله کرده اند. می گویند قصد کرده اند با این دستگاه همه چیز ما را عوض کنند. می خواهند رنگِ رو، زندگی، حرف زدن، راه رفتن، خورد و خوراک؛ پوشاک و همه چیز ما را به جانبی که خودشان صلاح می دانند ببرند.»

حالا اما در دهه ی چهارم انقلاب اسلامی، در سال هایی که هجمه ی تهاجم فرهنگی نسبت به سال های قبل به مراتب بیشتر شده است و ابزارهای رسانه ای جدیدتر و پیچیده تری برای تسلط و یکسان سازی فرهنگی به میدان آمده است، نوجوان انقلاب اسلامی همچنان چشم انتظار خلق «تن تنو سندباد» های زمانه ی خود است. آثاری که او را با هویت خود آشنا سازد.

سال ۱۹۲۹ میلادی، «ژرژ رمی»، نویسنده ی بلژیکی برای نخستین بار داستانی مصور را با عنوان «تن تن در سرزمین شوراها» منتشر کرد. در این کتاب خبرنگار به اسم تن تن به همراه میلو که سگ خانگی اش است به شوروی که نماینده و قطب کشورهای بلوک شرق بود سفر می کند و در می یابد که افرادی ستمگر و نادان در آن حکومت می کنند که هیچ پیشرفت اقتصادی به وجود نیاورده اند. پس از انتشار این کتاب و استقبالی که از آن در غرب شد، مجموعه های بعدی تن تن نیز نگارش و به سرعت ترجمه شد. شخصیت ماجراجو و جذاب تن تن با مدل موهای خاص خود که به همین نام نیز معروف شد، در بین نوجوانان جهان طرفداران زیادی پیدا کرد و خیلی زود به عنوان نماد یک جوان جذاب و باهوش غربی تکثیر شد. در این میان اما تصویر خشن و بدی که از روس های کمونیست، قبایل بومی کنگو، سیاهپوستان امریکا، نژادهای جنوب شرقی آسیا و ... در مجموعه آثار تن تن نشان داده می شد حاکی از ترویج نگاه برتر و بالاتر غرب بر دیگر فرهنگ ها بود. تن تن به هرجایی که سفر می کرد، مردمی را می دید که گرفتار مشکلی هستند و مانند همه داستان ها و فیلم های آمریکایی و غربی، این او است که در نقش «ناجی» وارد شده و با همراهی دوستانش آن مشکل را برطرف می کند. تن تن را می توان یکی از نمونه های موفق از نمادی برای تبلیغ و ترویج یکسان سازی فرهنگی در جهان آن زمان به حساب آورد.

اعترافات غلامان

معرفی کتاب

این کتاب داستان دوران ولایتعهدی امام رضا (ع) و اعترافات سی غلام سیاه مامون در مرو است. غلامان آنچه را که در سال های ولایتعهدی امام رضا (ع) بر آنها گذشته، بازگو می کنند و خواستار قضاوت خوانندگان مبنی بر این که آیا برای غلامان هم روز جزایی هست یا نه؟ هستند. الماس، از این غلامان به همراه رجاء، ابن ابی ضحاک ماموریت می یابند که به مدینه بروند و علی بن موسی (ع) را برای پذیرش ولیعهدی که در حقیقت تله ای برای به شهادت رسانیدن ایشان بود، به مرو بیاورند. آنها غلامانی بودند که فقط اطاعت می کردند. علی بن موسی (ع) بعد از پذیرش دعوت مامون،سر قبر جدشان رسول اکرم (ص) می روند و بعد با غلامان راهی مرو می شوند، در حالی که آگاهی داشتند که این آخرین وداع ایشان با جدشان است، زیرا می دانستند که در غربت به شهادت خواهند رسید.

کتاب از نظر داستانی نثری گیرا و جذاب دارد و از نظر مضمون و محتوا نیز بسیار قوی و مبتنی بر حقایق تاریخی مسلم است و در آن به بسیاری از شبهات مربوط به چرایی و چگونگی پذیرش ولایتعهدی از سوی امام رضا علیه السلام و نیات مأمون از این کار به شکلی هنرمندانه پاسخ گفته شده. از دیگر وجوه تمایز کتاب با آثار مشابه این است که در حجمی ناچیز اهم نکات تاریخی از آمدن پیک مأمون به مدینه تا شهادت ایشان بازگو شده و در حین این روایت گری تاریخی به زیبایی فراز های از سیره فردی، اجتماعی، سیاسی و حتی خانوادگی امام علیه السلام بازگو شده که بر جذابیت کتاب می افزاید.

هر چند مخاطب کتاب در درجه اول نوجوانان هستند اما به گواه خوانندگان جوان و بزرگسالی که این اثر بدیع را خوانده اند، کتاب چنان جذابیتی داشته است که با خواندن صفحه نخست تا صفحه پایانی آن را از دستان خود رها نکرده اند.