دبستان غیردولتی پسرانه معراج اندیشه اداره کل آموزش و پرورش استان همدان

ضرورت آموزش مهارت های زندگی در مدارس

در قرن ۲۱ ؛ آموزش مهارت های زندگی به عنوان یک اصل، ضروری است:

« شکل دادن به زندگی از درون تا بیرون »

همه ما در زندگی با موقعیت هایی روبرو می شویم که به درستی عمل نکنیم سلامت روانی خودمان و دیگران به خطر می افتد. این موفقیت ها مختلف هستند. به طور مثال: چگونه با دوستان و اطرافیان خود ارتباط برقرار کنیم؟ چگونه مسئولیت های جدید را بپذیریم ؟ چگونه تصمیم بگیریم؟چگونه مشکلاتمان را حل کنیم؟ چگونه با ترس ، اضطراب ، ناکامی ، افسردگی و فشارهای روانی مقابله کنیم؟

تعریف:

مهارت های زندگی ، توانایی هایی هستند که به ما کمک می کنند با موقعیت های زندگی ، بخصوص موقعیت های پُرخطر ، به طور صحیح برخورد کنیم. وقتی این مهارت ها را کسب کردیم ، می توانیم در ایجاد ارتباط با دیگران سازگارانه عمل کنیم و بدون توسل به اعمالی که به خودمان یا دیگران صدمه می زند مشکلات را حل کنیم.

به طور کلی مهارت های زندگی؛ مهارت هایی هستند که برای افزایش توانایی های روانی – اجتماعی افراد آموزش داده می شوند و فرد را قادر می سازند تا به طور مؤثر با مقتضیات و کشمکش های زندگی روبرو شود که در نهایت منجر به ارتقای بهداشت روانی افراد جامعه، غنای روابط انسانی ، افزایش سلامت و رفتارهای سلامتی در سطح جامعه می گردند.

مهارت خودآگاهی

مهارت های زندگی:

در قرن ۲۱ ؛ آموزش مهارت های زندگی به عنوان یک اصل، ضروری است:

« شکل دادن به زندگی از درون تا بیرون »

مهارت اول=  مهارت توانایی خودآگاهی:

    مهارت خودآگاهی ، توانایی شناخت و آگاهی از خصوصیات ، نقاط ضعف و قوت، خواسته ها، ترس ها و انزجارهاست.

اکثر ما فقط در مورد ویژگی های کلی و عمومی خود از جمله « سن ، جنسیت ، وضعیت شغلی و … » خود صحبت می کنیم و از ویژگی های « شخصیتی و رفتاری خود » اطلاعات کافی و مناسبی نداریم. به عنوان مثال نمی دانیم که چه کارهایی را خوب می توانیم انجام دهیم؟  چه ویژگی های اخلاقی منفی داریم؟  چه اهدافی برای زندگی خود داریم؟  چه آرزوهایی داریم؟  علایق و اولویت های زندگی ما چیست؟  چه چیزهایی ما را ناراحت یا خوشحال می کند؟

این توانایی ها به ما کمک می کنند تا تصویر واقع بینانه ای از خود داشته باشیم ومسئولیت هایمان را بهتر بشناسیم.

رشد خودآگاهی به فرد کمک می کند تا دریابد که آیا تحت فشار روانی قرار دارد یا نه؟ و این معمولاً پیش شرط و شرط ضروری روابط اجتماعی و روابط بین فردی مؤثر و همدلانه است.

ویژگی های افراد خودآگاه:

  • برای خود ارزش قائل هستند.
  • روحیه ی انتقاد پذیری بالایی برخوردارند.
  • نسبت به ارزش ها و اعتقاداتشان آگاهی کامل دارند و از آن دفاع می کنند.
  • احساس خشنودی و رضایت خاطر زیادی دارند.
  • در مقابل فشار و ضربه های روانی – اجتماعی مقاومت بیشتری از خود نشان می دهند.
  • به دنبال سرزنش یا تحقیر دیگران نیستند، بلکه با دیگران با احترام برخورد می کنند.
  • اغلب از روحیه ی مثبت اندیشی برخوردارند.
  • روحیه همکاری و مشارکت بالایی دارند و از مشورت با دیگران و افراد صاحب نظر استقبال می کنند.

اجزای مهارت خودآگاهی:

  • آگاهی از نقاط قوت
  • آگاهی از نقاط ضعف
  • تصویر خود واقع بینانه
  • آگاهی از حقوق و مسئولیت ها
  • توضیح ارزش ها
  • انگیزش برای شناخت   

کلیپ صوتی | امیر بودن

مجری برنامه: شما در جلسات گذشته اشاره کردید که ما زندگی فرزندانمان را به سه تا هفت سال یعنی دوران تربیتشان را به سه تا هفت سال تقسیم می‌کنیم. هفت سال اول طبق آموزه‌های دین‌مان و اشارۀ شما بچه امیری می‌کند در واقع. بچه امیر است. خب این تضاد ندارد؟ یک وقت‌هایی امیری کردن بچه تو خانه باعث می‌شود که بچه لوس بشود یعنی هر چی او گفت ما گوش بکنیم. اینها را چه‌جوری می‌شود واقعاً با هم جمع بشوند و این اتفاق نیفتد؟
استاد پناهیان: ببینید این کلمۀ امیر منظور این نیست که واقعاً بچه فرمانده باشد به صورت مطلق. بلکه من در روایت دیگری اینجا برای شما آوردم می‌فرماید امیرالمؤمنین علی(ع): «وَلَدُکَ رَیحانَتُکَ سَبعاً»؛ فرزند تو تا هفت‌سال ریحانۀ توست. ریحانه را آدم مواظبش می‌شود، یک، بله لطیف است لطافت دارد، مراقبت بیشتری ازش می‌کند، یک کمی خودش را در اختیار او قرار می‌دهد. بالاخره شیوه‌ای دارد برخورد کردن با ریحانه. 
ولی اینکه می‌فرمایید چه‌کار کنیم؟ یکی از شرایطش این است که پدر و مادر عمیقاً وقت بگذارند. عمیقاً توجه بکنند به بچه‌. با بچه حرف بزنند. بچه در همان دو سالگی خیلی می‌فهمد هم پدر و مادر را، خیلی حرف‌ها را درک می‌کنند. پدر و مادر باید عمیقاً با آنها گفتگو کنند، عمیقاً سعی کنند بفهمند بچه چی می‌خواهد. بعد سه چهار مرتبه هی به بچه گفتی این را می‌خواهی بعد برایش آوردی، حالا ممکن است یک وسیله‌ای باشد که رو طاقچه است. چهار تا چیز دیگر را آوردی دیگر بچه باهات کاری ندارد، احساس می‌کند پدر و مادر کسانی هستند که من هر چی می‌خواهم به من می‌دهند. سهمیۀ امروزش را امنیت خاطر پیدا کرده. 
من باید در رفتارهای متعدد کارگاهی تو خانه درست بکنم و تو این کارگاه هی به بچه آموزش بدهم. بچه چهار پنج سالش شد پدر و مادر با شیوۀ گفتگویشان با همدیگر به بچه ادب یاد دادند، ولی بچه ریحانه است. به شیوۀ ریحانه باهاش برخورد کردند. بهش امر و نهی نکردند. بچه اشتباه می‌کند عذرخواهی نمی‌کند. تو پنج سالگی می‌گوید عذرخواهی کن، عذرخواهی کن یالّا باید عذرخواهی یاد بگیری. این یعنی تربیت بالای هفت سال را آوردید پایین هفت سال داری اجرا می‌کنی. 
مجری: کار را داری خراب می‌کنی.
بله کار دارد خراب می‌شود. حالا بچه بخواهد تو پنج‌سالگی عذرخواهی کردن را یاد بگیرد چی می‌شود؟ هفت هشت ده بار پدر و مادر نمایشنامه اجرا می‌کنند هی از همدیگر عذرخواهی می‌کنند. 
مجری: آها! یعنی اینقدر لطافت و ظرافت دارد این تربیت.
بله. بعد این بچه تربیت می‌شود! غرض این است که در هفت سال اول، شما امنیت خاطر و محبّت و آن پناهگاه محکم خانوادگی را برای بچه ایجاد کرده باشید. با یکی دو سه تا دعوا تو برخی از بحران‌ها، یک دفعه‌ای بچه پشتوانۀ امنیتی خودش را تو خانه از دست می‌دهد. دروغگو می‌شود. بچه به سهولت می‌رود به سمت پنهان‌کاری کردن. بچه به سرعت می‌رود به سمت دشمنی کردن چون احساس دشمنی می‌کند. من می‌توانم بچه را امر و نهی بکنم تو هفت سال اول، ولی نباید احساس دشمنی بکند بچه، نباید احساس بی‌مهری بکند بچه. باید احساس امنیت‌اش از بین نرود. و الّا خب با چاقوی تیزی دارد بازی می‌کند من می‌گویم خب حالا رهایش کن هر چند اگر به خودش هم زد مثلاً امیر است بله. اینجوری نیست. 
ما می‌توانیم بچه را تو سخت‌ترین شرایط اداره بکنیم و مدیریت کنیم، ولی باید مواظب باشیم بچه چه برداشتی می‌کند. همین بچۀ دو ساله، همین بچۀ سه ساله، همین بچۀ چهار ساله تا هفت ساله، ما اسیر برداشت‌های او هستیم. مثلاً اگر یک بچۀ دیگر را محبت کردیم جلوی او، مهم این است که او چه برداشتی می‌کند. اگر دیدیم برداشتش غلط است، حالا باید رفتار خودمان را یک‌جوری تنظیم کنیم که این برداشت غلط برای او ایجاد نشود. و الّا محبت کردن به یک بچۀ دیگری پیش این بچۀ سه ساله که در سه سالگی حسّ حسادت هم بیدار می‌شود اشکالی ندارد و نباید ما پرهیز کنیم از محبت کردن به یک بچۀ دیگری از ترس حسادت ایشان. ولی مسئلۀ حسادت را باید حلّش بکنیم. مهم این است که آن برداشتی که بچه می‌کند برداشت مناسبی باشد و ما خودمان را نسبت به بچه بیاوریم پایین، زبان او را انتخاب بکنیم. 
مهم این است که ما آن انتظاری که از این نحوه برخورد با بچه را داریم بدانیم، انتظاری که داریم این هستش که بچه در کمال آرامش به هفت‌سالگی برسد و از دلم می‌خواهدهای خودش هم نسبتاً سیراب باشد. می‌توانیم دلم می‌خواهدهای بچه را جهت بدهیم، بعد باهاش همراهی کنیم، بچه اطمینان خاطر دارد که با پدر و مادرش جنگ و دعوا ندارد. از هفت‌سالگی که پدر و مادر می‌گویند خب. حالا می‌خواهیم برای دلم می‌خواهدها برنامه بگذاریم، احساس می‌کند یک بازی جدید است که شروع شده. وقتی که پدر و مادر به هم اعتنا نداشته باشند یا آن رفتارهایی را انجام ندهند که مواظب نگاه این بچه باشند، بعد هی بخواهند با بچه امر و نهی‌ای صحبت بکنند، اینجاست که آن حدیث می‌آید جلویشان را می‌گیرد که بچه تو این مدت امیر است، امر و نهی نکن بهش. چیزی می‌خواهی بهش یاد بدهی نشان بده. 
غرض این است که در هفت سال اول شما امنیت خاطر و محبّت و آن پناهگاه محکم خانوادگی را برای بچه ایجاد کرده باشید. من می‌توانم بچه را امر و نهی بکنم تو هفت سال اول، ولی نباید احساس دشمنی بکند بچه، باید احساس امنیت‌اش از بین نرود. ما می‌توانیم بچه را تو سخت‌ترین شرایط اداره بکنیم و مدیریت کنیم، ولی باید مواظب باشیم بچه چه برداشتی می‌کند.

دانلود این شنیدنی:

با کلیک برو روی اینجا

جشن ادب

جشن ادب

ما وقتی مستقیم می‌رویم جشن تکلیف می‌گیریم در عبادات، ممکن است جشن تکلیف ما موفقیت نداشته باشد. من این خطر را به خانواده‌ها گوشزد بکنم. بنده پیشنهادم این است که یک جشنی در هفت‌سالگی برای آغاز ورود فرزندمان به دوران تربیت بگیریم. یکی دفعه‌ای چهارده سالگی یا مثلاً نه سالگی بچه مواجه می‌شود با اینکه باید یک دستورات الهی را گوش بکند. اگر ما هفت‌سالگی جشن ادب بگیریم، متوجه می‌شود که وارد فضای زندگی مؤدبانه و پر دستور شده. دقت فرمودید؟ آن‌وقت یکی از این دستورات تکلیف نماز است که جشن تکلیف برایش می‌گیریم. جشن تکلیف را پنجاه درصد موفقیت جشن تکلیف را افزایش خواهد داد جشن ادب. بچه هفت سال عبد پدر و مادر است. هفت سال دوران بارش دستورهاست. البته منطقی، البته مهربانانه، البته با همۀ شرایطش. و امر و نهی هم بکنیم، نیازی نیست حتی برای امر و نهی‌مان دلیل بیاوریم. این یک دستور است. پسرم این یک دستور است. اجرا بکن. دین مطابق فطرت است. وقتی از هفت‌سالگی بچه باید ضابطه‌مند بشود یعنی ضابطه‌مندی را دوست دارد فطرتاً. ما باید برویم آن فطرت او را بیدار کنیم. یک‌بار پیش یک بچه‌ای تشویق کنید، بگویید بچه‌هایی که دستورات را دقیق اجرا می‌کنند، برایشان کف بزنید. اصلاً دیگر دلیل نمی‌خواهد شما بیاورید برای دستوراتتان! آن حسّ بیدار می‌شود. ما باید بدانیم این دوران، دورانی نیستش که حالا مثلاً پدر و مادر دانشجو، تحصیلکرده، همه چی را با دلیل می‌پذیرند، بعد می‌گوید حالا من دلایلم را چه‌جوری برای این بچه توضیح بدهم؟ بابا این بچه دوران کودکی خودش را دنبال. مجری: دنبال یک ادبیات متناسب می‌گردد برای دلیلش. بله! اینجا اصلاً بچه خیلی از اوقات دلیل نمی‌خواهد. نوع دستور را می‌خواهد باهاش آشنا بشود. زندگی بچه خراب باشد، هیچ دستوری بهش ندهیم، یک دفعه یک دستور الهی آمده برای نماز. مجری: سنگین است برایش دیگر. بله دیگر؛ این یک‌دانه این وسط خودش را بد نشان می‌دهد. ولی وقتی که از هفت‌سالگی ما جشن تکلیف گرفتیم، تکلیف نه، جشن ادب. اسمش را می‌توانیم ادب بگذاریم. «خَیرُ ما وَرَّثَ الآباء الأبناء الأدب»؛ بهترین چیزی که به ارث می‌توانند بگذارند ادب است. ادب یعنی رفتار ضابطه‌مند. رفتار نه بر اساس دلم می‌خواهد. رفتار شیک و قشنگ. خیلی از اوقات ماها آدابی که رعایت می‌کنیم دلیل برایش نداریم. همین که ادب است رعایت می‌کنیم. در نحوۀ سلام و علیک‌ها. هر کسی، توی هر قبیله‌ای، ادبش است، فرهنگش است، رعایت می‌کند، می‌گوید این ادب ماست. ببین این را از هفت‌سالگی بچه آمادگی دارد بپذیرد. و خیلی راحت آنجا می‌توانی بهش بگویی نماز ادب ایستادن مقابل همان خدایی است که از سه سالگی ما شروع کردیم باهاش آشنا شدیم. الآن ببینید چقدر خانواده‌‌ها مشکل دارند از چهارده‌سالگی به بعد به بچه‌اش بخواهد دستور بدهد بچه‌اش نمی‌پذیرد. مجری: چون این سیر را طی نکرده. بله این سیر را طی نکرده. تو آن هفت سال اول مهربان تا نکرده؛ هفت سال دوم بارش دستورها زندگی مؤدبانه را فضایش را تقویت نکرده در حول و حوش بچۀ خودش. بعد می‌خواهد از چهارده‌سالگی به بعد هی جبران کند بچه هم حرف‌شنوی ندارد. بچه از چهارده‌سالگی به بعد اصلاً دوست ندارد حرف بشنود. این دوران هفت‌سال تربیت خاص که اسمش را می‌گذاریم دوران ادب، هم آغاز دارد هم انتها. انتهایش هم باید معلوم بشود. از اول هم باید بگوییم هفت‌ساله. یک‌وقت بچه سختش آمد می‌گوید این هفت‌سال بیشتر نیست. ولی بعد از هفت سال اینقدر بچه متعادل ان‌شاءالله شده که دستور هم بهش ندهی خودش اجرا می‌کند. ما وقتی مستقیم می‌رویم جشن تکلیف می‌گیریم، ممکن است جشن تکلیف ما موفقیت نداشته باشد. من این خطر را به خانواده‌ها گوشزد بکنم. دین مطابق فطرت است. وقتی از هفت‌سالگی بچه باید ضابطه‌مند بشود یعنی ضابطه‌مندی را دوست دارد فطرتاً. ما باید برویم آن فطرت او را بیدار کنیم.

دانلود صوت این شنیدنی زیبا:

http://bayanbox.ir/download/4613319854562945002/Panahian-Clip-Jashne-Adab-128k.mp3

➕نکته‌ای برای خوشبخت شدن فرزندان

➕نکته‌ای برای خوشبخت شدن فرزندان

  در خانواده‌های مذهبی بچه‌ها را خیلی از اوقات از سر محبت وادار می‌کنند به نماز، از سر محبت وادار می‌کنند به حجاب. می‌گوید مامان را دوست داری؟ بابا را دوست داری؟ می‌گوید آره. می‌گوید من می‌خواهم بروم نماز. می‌گوید خب من هم تو را دوست دارم می‌آیم نماز. خب یک خانوادۀ مذهبی بچه هم به بابا و مامان علاقه دارد از سر علاقه رفتارهای خوب خوب انجام می‌دهد. بابا و مامان هم یادشان می‌رود این را ادب کنند. بعدش وقتی که چهارده پانزده شانزده ساله شد یک کمی سر و گوشش جنبید دید یک چیزهای دیگر هم دوست دارد به خاطر رفقایش می‌آید جلوی همین پدر و مادر وایمیستد به خاطر هوس‌بازی‌هایش می‌آید همین نماز را هم ترک می‌کند. می‌گوید بچۀ من خوب بود ها! حالا بد شد.

  شما همان زمانی هم که شما را دوست داشت باید طبق ادب او را بار می‌آوردی. مامان من تو را دوست دارم، بابا من تو را دوست دارم. الآن می‌خواهم بیایم اینجا، الآن می‌خواهم بیا اینجا. نه، ادب شما این است. شما باید این کار را بکنی. شما حسابت با من فرق می‌کند. نه در ارتباط با تأسّی دربارۀ نماز. خب بله نماز را مثل من بخوان، اما ادب نماز را بهش یاد بدهیم. خب حالا چادرت را جمع کن کوچولوی من. یک چهار تا آداب توی خانه وضع کنیم به بچه بدهیم. نگوییم بچه‌ام بگذار راحت باشد من چادرش را خودم جمع می‌کنم. نه! بچه باید از هفت سالگی شروع کند به مؤدب شدن. آئین‌نامه رفتار کردن. بچۀ من، جلوی هر بزرگتری رسیدی دستت را دراز نمی‌کنی ها! بزرگتر باید دستش را دراز بکند بعد شما. ولی شما زودتر باید سلام بدهی ها! آقا تا می‌توانید ادب به بچه یاد بدهید.

  آمدند خانۀ امیرالمؤمنین علی(ع) مهمان بودند با پدر و پسر، بعد حضرت آب ریخت دست پدر، دست پسر نریخت، فرمود پسرم آب را بریز دست پسر. بعد برگشت به آن پسر فرمود که من نمی‌خواستم به تو بی‌احترامی کنم ها! ادب رعایت کردم. من چون برای پدرت آب ریختم احترام پدر تو با تو مساوی نیست. احترام پدر تو بیشتر است. پس من برای تو آب بریزم تو و پدرت را مساوی گرفتم. پسرم برای تو آب می‌ریزد. نمی‌خواستم به تو بی‌احترامی کنم، می‌خواستم به پدرت احترام بگذارم جلوی چشم‌های تو.

  حالا راستی نگفتید، ادب نسبت به پدر را کی باید به بچه‌ها یاد بدهد؟ مادر. ادب به مادر را کی باید به بچه یاد بدهد؟ پدر. هر دو تا الحمدلله کوتاهی می‌کنیم. هر دو تا. بابا شما دعوا داری با مامانِ، شما با خانمت دعوا داری، به بچه‌ها چه؟ بچه‌ها چرا باید عاق بشوند بیچاره بشوند؟ این مامانشان کفر ابلیس هم که باشد ها! بچه باید بهش بی‌احترامی نکنی. به بچه‌ات ببین! حساب من با مامانت دعوا داشتم فرق می‌کند با تو ها! تو بلند شو جلوی مامان، دست مامانت را ببوس این فلان فلان شده را. ببین! دعوا هم داشتی به بچه بگو احترام مامان را حفظ کند.

  من جالب است یک خانه‌هایی هستند، مثلاً بابا می‌آید خانه، مامان به بچه‌ها نمی‌گوید بابا آمد بلند شوید جلوی بابایتان. جالب، جالب نبود از نظر شما؟ خیلی عجیب است. آن‌وقت این مادرِ دوست دارد پسرش، دخترش خوشبخت بشوند. این‌جوری خوشبخت می‌شوند؟ جلوی بابایش بلند نشده خوشبخت هم می‌شود. آره ارواح همشیرۀ ابوی. این به بابایش احترام نگذاشته، آن‌وقت می‌خواهی خوشبخت هم بشود. پدرها حواس‌تان باشد ها! درست است مامان مهربان است، ولی این بچه اگر یاد بگیرد به مامان ادب رعایت بکند، بچه‌ات خوشبخت می‌شود، روزی‌اش زیاد می‌شود. حالا مامان مظلوم است، می‌گوید حالا ول کن، همین که بچه‌ام من را دوست دارد کافی است. مامان‌ها این‌جوری هستند. بچه‌ام من را دوست دارد کافی است. اصلاً کافی نیست مامان! بچه باید به شما ادب باید رعایت بکند. ادب مامانت را رعایت کن. وای! چی می‌شود زندگی با ادب؟!

  خیلی ادب زیباست، خیلی زیباست. تا می‌توانید ادب به بچه یاد بدهید. یک چهار تا آداب توی خانه وضع کنیم به بچه بدهیم. نگوییم بچه‌ام بگذار راحت باشد من چادرش را خودم جمع می‌کنم. نه! بچه باید از هفت سالگی شروع کند به مؤدب شدن.

ویژگی های دوران ادب

جهت دانلود فایل pdf روی عکس بالا دانلود کنید.

وظایف پدر و مادر در دوران ادب

خانواده های محترم دبستان معراج اندیشه میتوانند با کلیک بر روی عکس بالا فایل pdf  این آموزش را دانلود نمایند.

طرح خانواده موفق

با توجه به رویکرد سند تحول بنیادین آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران مصوب سال1391 در شورایعالی انقلاب فرهنگی مبنی بر ضرورت ارتقاء نقش خانواده ها و مشارکت ایشان در امر تعلیم و تربیت دانش آموزان در راستای دستیابی به حیات طیبه در افق چشم انداز1404، دبستان معراج اندیشه در نظر دارد تا جهت نیل به اهداف مذکور طرح "خانواده موفق" را پایه ریزی و پیگیری نماید.

محور فعالیت ها:

1.فراخوان ایده های برتر تربیتی

2.کارگاه ها آموزشی در زمینه های:

الف.تربیت دینی فرزند

ب.مشاوره و سبک زدگی

ج.سواد رسانه در عصر دیجیتال

3.تولید آثار فرهنگی و رسانه ای

4.برنامه کتابخوانی

5.مسابقات موضوعی

قابل توجه است که برنامه های اجرایی و عملیاتی این طرح از طریق کانال مدرسه در پیام رسان ایتا به آدرس dabestanmeraj به اطلاع خانواده بزرگ معراج اندیشه خواهد رسید. خانواده های محترم با شرکت در فعالیت های این طرح امتیازاتی کسب خواهند نمود که مجموع این امتیازات به علاوه امتیازات کسب شده در طرح آسمانی ها توسط دانش آموزان ملاک عمل مدرسه برای تهیه جوایز در پایان ترم قرار خواهد گرفت.