دبستان غیردولتی پسرانه معراج اندیشه اداره کل آموزش و پرورش استان همدان

ضرورت آموزش مهارت های زندگی در مدارس

در قرن ۲۱ ؛ آموزش مهارت های زندگی به عنوان یک اصل، ضروری است:

« شکل دادن به زندگی از درون تا بیرون »

همه ما در زندگی با موقعیت هایی روبرو می شویم که به درستی عمل نکنیم سلامت روانی خودمان و دیگران به خطر می افتد. این موفقیت ها مختلف هستند. به طور مثال: چگونه با دوستان و اطرافیان خود ارتباط برقرار کنیم؟ چگونه مسئولیت های جدید را بپذیریم ؟ چگونه تصمیم بگیریم؟چگونه مشکلاتمان را حل کنیم؟ چگونه با ترس ، اضطراب ، ناکامی ، افسردگی و فشارهای روانی مقابله کنیم؟

تعریف:

مهارت های زندگی ، توانایی هایی هستند که به ما کمک می کنند با موقعیت های زندگی ، بخصوص موقعیت های پُرخطر ، به طور صحیح برخورد کنیم. وقتی این مهارت ها را کسب کردیم ، می توانیم در ایجاد ارتباط با دیگران سازگارانه عمل کنیم و بدون توسل به اعمالی که به خودمان یا دیگران صدمه می زند مشکلات را حل کنیم.

به طور کلی مهارت های زندگی؛ مهارت هایی هستند که برای افزایش توانایی های روانی – اجتماعی افراد آموزش داده می شوند و فرد را قادر می سازند تا به طور مؤثر با مقتضیات و کشمکش های زندگی روبرو شود که در نهایت منجر به ارتقای بهداشت روانی افراد جامعه، غنای روابط انسانی ، افزایش سلامت و رفتارهای سلامتی در سطح جامعه می گردند.

مهارت خودآگاهی

مهارت های زندگی:

در قرن ۲۱ ؛ آموزش مهارت های زندگی به عنوان یک اصل، ضروری است:

« شکل دادن به زندگی از درون تا بیرون »

مهارت اول=  مهارت توانایی خودآگاهی:

    مهارت خودآگاهی ، توانایی شناخت و آگاهی از خصوصیات ، نقاط ضعف و قوت، خواسته ها، ترس ها و انزجارهاست.

اکثر ما فقط در مورد ویژگی های کلی و عمومی خود از جمله « سن ، جنسیت ، وضعیت شغلی و … » خود صحبت می کنیم و از ویژگی های « شخصیتی و رفتاری خود » اطلاعات کافی و مناسبی نداریم. به عنوان مثال نمی دانیم که چه کارهایی را خوب می توانیم انجام دهیم؟  چه ویژگی های اخلاقی منفی داریم؟  چه اهدافی برای زندگی خود داریم؟  چه آرزوهایی داریم؟  علایق و اولویت های زندگی ما چیست؟  چه چیزهایی ما را ناراحت یا خوشحال می کند؟

این توانایی ها به ما کمک می کنند تا تصویر واقع بینانه ای از خود داشته باشیم ومسئولیت هایمان را بهتر بشناسیم.

رشد خودآگاهی به فرد کمک می کند تا دریابد که آیا تحت فشار روانی قرار دارد یا نه؟ و این معمولاً پیش شرط و شرط ضروری روابط اجتماعی و روابط بین فردی مؤثر و همدلانه است.

ویژگی های افراد خودآگاه:

  • برای خود ارزش قائل هستند.
  • روحیه ی انتقاد پذیری بالایی برخوردارند.
  • نسبت به ارزش ها و اعتقاداتشان آگاهی کامل دارند و از آن دفاع می کنند.
  • احساس خشنودی و رضایت خاطر زیادی دارند.
  • در مقابل فشار و ضربه های روانی – اجتماعی مقاومت بیشتری از خود نشان می دهند.
  • به دنبال سرزنش یا تحقیر دیگران نیستند، بلکه با دیگران با احترام برخورد می کنند.
  • اغلب از روحیه ی مثبت اندیشی برخوردارند.
  • روحیه همکاری و مشارکت بالایی دارند و از مشورت با دیگران و افراد صاحب نظر استقبال می کنند.

اجزای مهارت خودآگاهی:

  • آگاهی از نقاط قوت
  • آگاهی از نقاط ضعف
  • تصویر خود واقع بینانه
  • آگاهی از حقوق و مسئولیت ها
  • توضیح ارزش ها
  • انگیزش برای شناخت   

10 نکته برای پدر و مادر عالی بودن

ده نکته‌ی عالی درباره پدر و مادر بودن

برقراری تعادل در زندگی خانوادگی به نوعی هنر قلمداد می‌شود به خصوص ارتباط با فرزندان که نیازمند دانش روانشناختی است.

در اینجا به ۱۰مهارتی که می‌تواند روابط شما را با فرزندانتان متحول کند، اشاره می‌کنیم:

۱. نقاط قوت فرزند خود را بازشناسید.
از آنها بهره ببرید تا احساس ارزشمند بودن در او شکل گیرد که در نهایت به او کمک می‌کند تا اعتماد به نفسش تقویت شود و موانع زندگی را پشت سر بگذارد. چنانچه شایستگی‌های کودک مد نظر گرفته شود و آسیب نبیند، پیش از پیش مشتاق شنیدن و درک توصیه‌های شما خواهند بود.

۲. تاثیر تنبیه هرگز به پای تشویق و پاداش نمی‌رسد.
به جای آنکه بر نقاط ضعف فرزندتان متمرکز شوید، زمینه‌ی بروز و پرورش استعدادهای بالقوه‌ی او را فراهم آورید. هنگامی که فرزندتان را تشویق می‌کنید، او را در جهت کشف استعدادهایی که می‌تواند کمبودهایش را جبران سازد، سوق داده‌اید.

۳. از واکنش‌های احساسی منفی به شدت اجتناب کنید.
واکنش‌های احساسی منفی همانند خشم، سرزنش و تمسخر ، چنانچه فرزندتان مشکلی در کنترل خود دارد، منفی‌نگری‌های شما بر وخامت اوضاع می‌افزاید. برای تذکر از پیشنهادات کوچک و لحن ملایم استفاده کنید.

۴.فرزندانتان را با یکدیگر مقایسه نکنید.
چنانچه کودکی تصور کند خواهر یا برادرش بر او ارجحیت دارند، چنان حس رقابتی در او پدید می‌آید که تا آخر عمر گریبانگیرش خواهد بود و مشکلات عدیده‌‌ایی را در خانواده پدید خواهد آورد. این احساس را در فرزندانتان پدید آورید که عشق یکسانی به همه‌ی آنها دارید.

۵. در صورت لزوم طلب یاری نمائید.
زندگی با فرزند پیچ و خم های فراوانی دارد. درک جنبه‌های منفی شیوه‌های پرورش فرزند و طلب توصیه‌های حرفه‌ایی در صورت لزوم مؤید و متضمن سلامت روانی شماست و کمک می‌کند تا از تجربه‌ی بزرگ‌کردن فرزندتان لذت ببرید.

6. فرزندان نیازمند توجهات مثبت هستند.
چنانچه فرد از خانواده توجهات مثبت دریافت نکند، درصدد دریافت توجهات منفی بر خواهد آمد. زیرا به هر جهت، توجه توجه است، حتی توجه منفی و البته هر توجهی بهتر از نادیده انگاشته شدن است. به یاد داشته باشید که با فرزند خود ارتباط برقرار کنید. عشق و توجه فوق‌العاده‌ترین مرهم هستند.

۷. بر استفاده‌ی فرزندتان از اینترنت نظارت داشته باشید.
دسترسی کودکان به محیط‌های مجازی گاه می‌تواند خطرآفرین باشد. برنامه‌هایی که اجازه‌ی مشاهده‌ی سایت‌های بازدید شده یا نظارت بر چت‌های صورت پذیرفته را به والدین می‌دهد، بر روی کامپیوتر او نصب کنید.

۸. بپذیرید که زمانه عوض شده است.
استراحت‌ها و تنبلی‌های صبح‌ روزهای تعطیلِ شما جای خود را به بازی فوتبال و تک‌نوازی‌های هنرمندانه داده‌اند. با این وجود به خاطر داشته باشید که باید زمانی را نیز با یکدیگر سپری کنید، قرارهای شبانه یا آخر هفته با خانواده برای حفظ روابط از اهمیت ویژه‌ایی برخوردارند.

۹. یک مثال و نمونه‌ی خوب باشد.
تصور کنید که فرزندان شما یک دستگاه کپی کوچک هستند که هر آنچه شما انجام می‌دهید عینا تقلید خواهند کرد. چنانچه رفتار نامناسبی از خود نشان دهید، به آنها اجازه می‌دهید که همانند شما رفتار کنند. رفتارهای خودتان را بازبینی و مرور کنید اما نه در مقابل فرزندانتان.

۱۰. هرگز، فرزند خود را رها نکنید!
تمام مشکلات فرزند شما با خوش خلقی، حسن نیت و پشتکار قابل حل است. حتی سرکش‌ترین نوجوانان نیز با حمایت‌های والدین می‌توانند به فوق‌العاده ترین و موفق‌ترین افراد بدل شوند.
رمز و رازهای آینده‌ی فرزندتان و چگونگی تاثیر شما بر آنها تمام ماهیت زندگی خانوادگی را تشکیل می‌دهد. تمام توان خود را به کار گیرید، آرامش خود را حفظ کنید و از میدان بازی خارج نشوید. نتیجه و لذتی که به دست خواهد آمد، متحیرتان می‌کند و پاداش شماست.

صحبت کردن با نوجوان

بدیهی ست که نوجوان نیاز به راهنمایی پدر و مادر دارد و هیچ کس در هیچ کجا والدین را ازین کار منع نکرده است.آنچه روانشناسان میگویند فقط تفاوت در شیوه راهنمایی کردن است.وقتی قرار است موضوعی فقط برای نصیحت گفته شود قطعا اثرپذیری ندارد.

???

برای مثال خانم خانه نباید در حالی که ظرفهایش را می شوید یا سبزی پاک می کند، به طور یک طرفه حرفهایش را با فرزندش بازگو کند؛ یا پدر حق ندارد هنگام شام خوردن یا تخمه شکستن و یا تماشای تلویزیون مطالبی را به عنوان نصیحت به نوجوان بگوید.

وقتی شما از این شیوه استفاده می کنید، نوجوان فقط به شما نگاه می کند، اگر خیلی لطف کند، یک بله و نه، تحویل شما می دهد.

او حرفی نمی زند، واکنشی از خود نشان نمی دهد ولی گوشش هم به حرف شما بدهکار نیست. تا زمانی که نوجوان خودش حرف نزند، ما نمی دانیم که او چه می گوید و چه می خواهد. اگر به او امان بدهیم (که معمولاً نمی دهیم!) او حرفش را خواهد زد. مشکل از جایی آغاز می شود که: «اعتراف هایی را که قبلا صادقانه برای ما کرده، بعدها به صورت سرزنش و ملامت به او برگردانده ایم.»

اگر از درد دل‌هایش که اغلب پایه و اساس ندارد و از سر خشم و نوجوانی است؛ ولی از لابلای همین اعتراف هاست که شما متوجه می شوید فرزندتان از چه ناحیه ای رنج می برد. نوجوان تا زمانی که به ما اعتماد نکند، حرفش را نمی زند و وقتی حرف نزند، ما نمی دانیم که در درونش چه می گذرد، بنابراین قدمی هم نمی توانیم برای نزدیکی به او برداریم.

⭕️نصیحت کردن نوجوان:

پدری در دفتر من آن قدر به پسرش نصیحت کرد که نوجوان، بی اختیار دستانش را روی گوشهایش گذاشت، زیرا نزد من به حد کافی شرمنده شده بود. این پدر بدون در نظر گرفتن شرایط و بدون توجه به این که پسرش پیش من رودربایستی و به قول خودش آبرو دارد، هر چه از دهانش درآمدف نثار آن نوجوان بیچاره و بی دفاع کرد؛ تا سرانجام، من طاقتم طاق شد و پدر را برای چند دقیقه ای به اتاق انتظار راهنمایی کردم.

پس از این که با پسر صحبت کوتاهی کردم، گذاشتیم که در وقت دیگری به من مراجعه کند و به طور مفصل به حرفهایش گوش بدهم. آن وقت جای پدر و پسر را عوض کردم، و به پدر گفتم:

«تا کی می خواهید به فرزندانتان بگویید وقتی من به سن وسال تو بودم، چنین و چنان می کردم؟ چرا حتی برای یک لحظه به یاد نمی آورید که اولا خود شما، بله همین خود شما، در دوره نوجوانی آن قدر که اکنون مدعی هستید، سربه راه نبودید؛ ثانیاً از ۴۰ سال پیش که شما نوجوان بودید، تاکنون خیلی چیزها تغییر کرده است؛ زندگی امروز با گذشته ها فرق دارد. اگر می خواهید به بازی گرفته شوید، با مسایل امروز نوجوانان خود را آشنا سازید.

تا وقتی که از نوع سرگرمی فرزندانتان مطلع نباشید، نخواهید توانست با او هم کلام شوید. باید خود را به جای او بگذارید، از چشم او به دنیا نگاه کنید و به جایش تنفس کنید تا او شما را به حریم خود راه بدهد. صحبت با نوجوان، با نصیحت مستقیم فرق دارد. بله با صبحت، خیلی از مسایل حل می شود، ولی صحبت کردن، قطعاً شرایطی لازم دارد که اگر فراهم نشود، راه به جایی نخواهد برد.

برای مثال نوجوان باید آمادگی برای مذاکره را داشته باشد، خودش پیشنهاد صحبت کردن را مطرح کند، خسته، عصبانی و گرسنه نباشد. اگر چه در ظاهر، این شرایط هر کدام به تنهایی، چندان مهم به نظر نمی رسند، ولی در نظر گرفتن مجموع این شرایط، زمینه را برای یک مذاکره‌ی اصولی و منطقی فراهم خواهد کرد.

12 کار مهم برای "مسؤولیت پذیر کردن فرزندان"

آموزش هدف گذاری

نگذارید فرزندتان در بی هدفی سیر کند. با فرزند خود در مورد اهداف بلند مدت و همچنین کوتاه مدت گفت و گو کنید. برای او زمان بگذارید و همچون یک حامی خردمند برخورد کنید. هر بار که او به یکی از اهداف خود دست می یابد و این لذت را تجربه می کند، ترشح دوپامین در مغز منتج به افزایش انگیزه برای حرکت به سوی هدف بعدی می شود.

مراقل هدف های نامطلوب باشید؛ این روزها فضای مجازی تبدیل به یک غول بزرگ به ویژه در ذهن نوجوانان شده است. ممکن است فرزند شما نیز تمایل به مشهور شدن در این گونه رسانه های اجتماعی داشته باشد و آن را همچون هدفی اساسی ببیند. وظیفه والدین در این مرحله، راهنمایی فرزند در مسیری است که وی را به سوی انتخاب اهداف واقع گرایانه و چگونگی دست یابی به آنها هدایت کند.

کمک به مدیریت احساسات

 به کرات دیده اید که برخی افراد با وجود سن بالا همچنان در مدیریت احساسات خود دچار مشکل هستند. ایراد کار چیست؟ عدم آموزش مناسب توسط والدین در دوران کودکی و نوجوانی!
روش سالم مدیریت احساسات را به فرزندان خود انتقال دهید. یکی از فاکتورهای اصلی مدیریت احساسات، آموزش صبر و تحمل است. فرزند خود را از کودکی صبور بار بیاورید. او باید بتواند در شرایط سخت زندگی خود، کنترل رویکردهایش را در دست داشته باشد و از مزایای شکیبایی استفاده کند.

یکی از راه های افزایش صبوری در فرزندان این است که برآوردن نیازهای غیر فوری اش را منوط به گذشت زمان کنید: مثلاً برای یک کودک 4 ساله که اسباب بازی اش را می خواهد می توان گفت که اول از یک تا 10 بشمار و برای یک نوجوان یک دوره زمانی یک یا چند روزه تعریف کرد.

مهارت های مواجهه با موقعیت های اضطراری

یکی دیگر از نمودهای مسؤولیت پذیری در فرزندان، توانایی آنها برای مقابله با شرایط اورژانسی است. برای مثال آنها باید بدانند که با یک قابلمه آتش گرفته روی اجاق گاز و یا حتی لوله ای که دچار نشتی شده است، چه کاری انجام دهند! هرچند احتمال وقوع چنین حوادثی آن هم زمانی که هیچ کس برای کمک حاضر نیست بسیار پایین است، اما والدین وظیفه دارند که آنها را به فرزندان خود آموزش دهند. نوجوانی که بدون استفاده از گوشی همراه خود قادر به انجام هیچ کاری نیست، چگونه می تواند تبدیل به فردی مسؤولیت پذیر شود؟

مشارکت در کارهای خانه

اگر فرزندتان اتاق خواب خود را مرتب نمی کند، نشانه ای ویژه است که از نیاز او به دریافت آموزش های بیشتر خبر می دهد. توصیه می شود از او بخواهید که در کارهای خانه به شما کمک کند.

فرزندی که در خانه فقط دریافت کننده خدمات است ولی هیچ خدمتی ارائه نمی کند، می آموزد که در جامعه نیز چنین باشد ولی جامعه یک تفاوت عمده با خانه دارد: زنان و مردان جامعه، پدر و مادرهای فرزند شما نیستند و خدمات یکسویه نخواهند داد و فرزندتان در آینده حتماً به مشکل برخواهد خورد.

مسؤولیت مالی در قبال پول تو جیبی

با خودتان صادق باشید، آیا هر زمانی که فرزندتان تقاضای پول تو جیبی می کند به درخواست وی پاسخ مثبت می دهید؟ مشکل مقدار پولی که به وی می دهید نیست. هر بار که بدون برنامه و در چهارچوب تعیین شده اقدام به این کار می کنید، ویژگی مهم مسئولیت پذیری را در فرزند خود کمرنگ و کم اهمیت جلوه خواهید داد. این در حالی است که یکی از اساسی ترین مهارت های زندگی فردی، توانایی مدیریت مالی به شمار می رود. فرزندان از همان سنین کودکی باید آموزش های لازم در راستای نحوه پس انداز پول تو جیبی های خود را دریافت کنند. از کودک یا نوجوان خود بخواهید که هر بار مقدار مشخصی از پول تو جیبی خود را کنار بگذارد و خرج نکند. همچنین صورت حساب خرج های خود را بنویسد و به شما گزارش کند. در صورت عدم همکاری وی، از پرداخت مجدد وجه نقد به او خودداری کنید.

مسؤولیت سلامت فردی

بسیاری از کودکان و نوجوانان در معرض ابتلا به اضافه وزن و به دنبال آن انواع بیماری ها از جمله امراض قلبی و عروقی هستند. علت نیز چیزی جز عادت های غذایی ناسالم نیست.
همچنین کم تحرکی، اپیدمی عصر حاضر است که حتی کودکان را نیز فراگرفته است.

با فرزندتان درباره مواد غذایی مفید و مضر صحبت کنید و درباره نحوه تغذیه راهنمایی اش کنید. حتی اگر لازم باشد، با یک متخصص  تغذیه مشورت کنید.
او را به یک ورزش مورد علاقه مشغول کنید و از او بخواهید هر روز نرمش کند.
اگر فرزندتان تلفن همراه دارد، گاهی اوقات پست های حاوی اطلاعات سلامت مناسب برایش بفرستید. از او بخواهید عضو یک کانال مناسب در این باره شود. به او بیاموزید فردی مسؤولیت پذیر است که "مسؤولیت سلامتی خود را بر عهده می گیرد".

مسؤولیت در قبال دوستان

به فرزندتان درباره معیارهای دوست خوب و سنجش افراد توضیح دهید و به او بگویید که اگر از دوستانش کسی هست که در دوستی شان آسیب می رساند، چگونه او را کنار بگذارد. به او بگویید که مسؤول شکل دادن یک گروه دوستان خوب است و نباید اجازه دهد فرد یا افرادی معدل این گروه را پایین بیاورند.
خودتان هم دورادور ، حواس تان به گروه دوستان فرزندتان باشد.

ایجاد فرصت اقدام به حل مشکلات شخصی

بسیاری از والدین هر روزه دچار این اشتباه می شوند که باید تمام مشکلات فرزند خود را رفع و رجوع کنند. هرچند هم که فرزند سن کمی داشته باشد، باید تلاش برای حل مشکلات به ویژه آنهایی که خود باعث شان شده است را یاد بگیرد. برای مثال اگر کودک یا نوجوان شما در محیط مدرسه با دوست خود و یا یکی از معلم ها دچار مشکل شد، به هیچ عنوان در مراحل اولیه مداخله نکنید. به وی اجازه دهید که خود با چالش ایجاد شده دست و پنجه نرم کند. به جای مداخله های بی مورد و بدون نتیجه که هیچ آموزشی نیز برای فرزند به همراه ندارند، مهارت های حل مسأله را به آنها انتقال دهید و برای افزایش تجربه آنها همانند یک راهنما عمل کنید.

 شرایطی ایجاد کنید که کودک یا نوجوان شما مجبور به تفکر و استفاده از مهارت های خود برای کمک به رفع آن شود. حال می توانید بررسی کنید که چه کارهایی از دست آنها ساخته است و در چه زمینه هایی نیازمند آموزش بیشتر هستند. گاهی وقت ها سوالی مطرح کنید و از او بخواهید درباره اش فکر کند.

آشنا سازی با مسؤولیتی به نام شغل

درباره شغل های مختلف، با فرزندتان صحبت کنید، بی آن که قضاوت ارزشی درباره شان داشته باشید. اکثر کودکان و حتی بسیاری از نوجوانان، فقط چند شغل محدود مثل پزشک، معلم، پلیس، خلبان و ... را می شناسند و دنیای ذهنی شان محدود می ماند. آشنایی با مشاغل مختلف می تواند در کشف استعدادهای آنها بسیار موثر باشد.
علاوه بر این، به کار گماردن نوجوانان مشاغلی که محدود به دوران تعطیلات می شوند و بیشتر جنبه آموزشی دارند، گزینه های مناسبی هستند. این دسته از مشاغل کوتاه مدت و سبک، نوجوان در سنین مدرسه را با مفاهیم کار، مسؤولیت پذیری، دریافت حقوق متناسب با فعالیت کاری و چگونگی برخورد با چالش های متفاوت در  محیط آشنا می سازند.

مسؤولیت دفاع از حقوق خود

اولین گام در آموزش حقوق به فرزندتان این است که حقوق او را در خانه به رسمیت بشناسید و گاهی اوقات، به استناد حقوق او، این شما باشید که کوتاه می آیید.

در سخن نیز او را با حقوق خود در جامعه آشنا کنید، مثل این که حق اوست که در کلاس سوال بپرسد تا آنچه متوجه نشده را کاملاً بفهمد، حق اوست که جمعه ها بیشتر بخوابد، حق اوست که از بدن اش را در برابر دست دزاری دیگران محافظت کند، حق اوست که اگر کسی ظلمی کرد، به پدر و مادر، معلم، مدیر مدرسه یا پلیس شکایت کند، حق اوست که اگر راننده تاکسی کرایه بیشتری گرفت، اعتراض کند و ... .

مشارکت در فعالیت های انسان دوستانه

از فرزندتان بخواهید هر بار بخش کوچکی از پول تو جیبی خود را برای کمک به یک خیریه معتبر و یا فرد نیازمندی که از شرایطش اطلاع دارید، کنار بگذارد. حضور داوطلبانه در فعالیت های مدرسه یا کارهای دوستدار محیط زیست و حیوانات یا آموختن چیزی که بلد است به دیگری و ... نیز اشکال دیگری از این مهم هستند.

تمرین اعتماد به نفس

زمانی می توان یک فرزند مسؤولیت پذیر را پرورش داد که اعتماد به تصمیم گیری های شخصی را آموزش داده باشیم. گاهی وقت ها از او بخواهید که درباره موضوع خاصی تصمیم بگیرد و بداند که حتی اگر اشتباه هم کرد، شما از او حمایت می کنید.

چطور مسئولیت پذیری را به کودکان آموزش دهیم؟

همیشه کارهای ساده‌ای در منزل وجود دارند که بتوان انجام آنها را به کودکان محول کرد. با این کار شما پیام بسیار مهمی به فرزند خود می‌دهید، به او می‌گویید که عضوی مفید از خانواده است و در کارها مشارکت دارد.
به همین دلیل واگذاری انجام این کارها به کودکان بهترین شیوه برای واگذاری مسئولیت به آنان است

چرا واگذاری کارها به کودکان اهمیت دارد

واگذاری انجام کار به کودکان فواید بسیاری دارد که هم این فواید متوجه کل خانواده است و هم برای رشد شخصیت خود کودک موثر است.

وقتی کودکان انجام کارهای ساده را به عهده می‌گیرند، این احساس را دارند که در انجام کاری مفید برای خانواده مشارکت می‌کنند. وقتی کودک خردسال شما میز غذا را می‌چیند و اعضای خانواده برای صرف غذا دور میز می‌نشینند، او احساس می‌کند که برای این وعده غذا کار مهمی انجام داده است. یا وقتی که کودک شما جوراب‌ها را مرتب کند و مثلا پدر یکی از همان جوراب‌ها را می‌پوشد کودک درمی‌یابد که کمک وی مهم و موثر بوده است.

کودک با انجام کارهای ساده منزل می‌آموزد که مسئولیت بپذیرد و به کارهایی که انجام می‌دهد افتخار‌کند،‌ ضمن اینکه به مرور زمان این مسئله برای وی یک امر عادی و معمول می‌شود و بدون این که نیازی به تذکر باشد یا وحشتی از انجام آنها داشته باشد، کارهایی را که از عهده انجام آنها برآید انجام می‌دهد. اما باید دقت داشته باشیم با افزایش دامنه کارهایی که انجام می‌دهند نیاز آنها به تشویق را فراموش نکنیم .

فرزند 9 ساله‏ ام درس نمی‏خواند و تکالیفش را انجام نمی‏دهد. علل و راه‏های درمان آن چیست؟


شما باید برای رفع این مشکل، از روش حل مسأله استفاده کنید بدین معنا که علل احتمالی را در نظر گرفته، در پی از بین بردن آن باشید.
علل گوناگون مشکلات درسی کودکان چنین است:

1. مشکلات جسمی: ممکن است فرزند شما در بینایی یا شنوایی ضعف داشته یا به بیماری مزمنی مبتلا باشد. مراجعه به متخصص، نگرانی شما را از این جهت از بین می‏برد.

2. مشکلات روحی: فشارهای روحی ناشی از اختلاف پدر و مادر، حسادت به فرزند تازه متولد شده، تبعیض و مقایسه‏ی کودک با دیگران، سرزنش و توبیخ و... به طور قطع در رشد تحصیلی او اثر منفی دارد و او را از انجام امور درسی باز خواهد داشت.

3. اختلال در یادگیری: اختلال در یادگیری (Learning disorder) یا ناتوانایی‏های یادگیری (Learning disability) که 80 درصد به صورت اختلال در خواندن خود را نشان می‏دهد، یکی از عوامل مشکلات درسی و عدم انجام تکالیف است.

کودکان مبتلا به این اختلال از جهت هوش بهر، متوسط رو به بالا هستند؛ پس برخلاف تصور برخی، اختلال در یادگیری، به معنای عقب‏ماندگی ذهنی نیست.

مشکلات این گونه کودکان، مربوط به ادراک، تمیز، حافظه و توالی دیداری و شنیداری است و به طور معمول در تشخیص کلمات مشابه چون دوز و زود و غاز و زاغ، روز و زور، و... مشکل دارند.

4. خستگی: بازی و فعالیت‏های فیزیکی بیش از حد، سبب خستگی فراوان و در نتیجه، عدم انجام تکالیف خواهد شد؛ پس این گونه فعالیت‏ها نیز باید حساب شده و براساس برنامه باشد.

5. حواس‏پرتی: برخی کودکان، وقتی تنها هستند، حواسشان پرت می‏شود؛ پس باید زمینه‏ای فراهم شود که یا مادر در اتاق کودک باشد یا کودک در محل فعالیت مادر (آشپزخانه) به تکالیفش برسد تا در صورت حواس‏پرتی، مادر به او کمک کند.

6. هوش فوق‏العاده: در مواردی (گرچه اندک)، هوش بهر بالای کودک، مانع از انجام تکالیف است؛ زیرا از دید او، انجام تکالیف، بسیار بچگانه است. برای چنین کودکی می‏توانید با هماهنگی با معلم، برنامه‏ی ویژه‏ای را ترتیب دهید.



تنظیم شده: توسط دبستان پسرانه معراج اندیشه

عواقب فریاد زدن بر سر کودک چیست؟


1. باعث نابودی اعتمادبه نفس کودک میشود.

2. روح کودک آسیب میبیند.

3. کودک دچار اضطراب میشود.

4. کودک از ترس موارد اشتباه را پنهان میکند و این زمینه دروغگویی را در فرزند شما در سالهای بعد فراهم میکند.

5. باعث کاهش عزت نفس کودک میشود.

6. باعث افزایش رفتار خشونت آمیز در کودک میشود.


مهارتهای فرزند پروری آموختنی ست .

#پیام مشاور
عمادی؛مشاور دبستان معراج اندیشه

چگونه با کودک خود سخن بگویم؟(2)

چگونه با کودک خود سخن بگویم؟
(چی بگم و چی نگم؟)

*به کودک نگویید باهات قهرم،
بگید از دستت دلخورم.*

رفتار قهر کردن و ترک موقعیت،
یک مکانیسم دفاعی یا رفتار تدافعی بسیار ناکارآمد است که اغلب ما در کودکی در ارتباط با اعضای خانواده و یا امروز در بزرگسالی در ارتباط با همسر یا همکارمان از خود بروز میدیم.
کودکان معمولا به دلایل مختلفی قهر میکنند:
۱ *. لوس شدن و پرتوقع باراومدن
۲. تجربه ناکامیهای شدید و مکرر از سوی دیگران
۳. امرونهی زیاد والدین
۴. قهرهای مداوم و طولانی مدت والدین با همدیگر،*
که چهارمین مورد، آسیبی که به کودک خواهد زد به مراتب بیشتر از سه مورد دیگه میباشد،
چرا که قهرهای مداوم والدین، نه تنها آنها را به سمت طلاق عاطفی و دلزدگی زناشویی سوق میدهد،
بلکه یک نوع احساس ناامنی و گاهی خشم سرکوب شده‌ در کودک شکل خواهد داد که گرایش کودک به استفاده از رفتار قهرهای مکرر یا پرخاشگریهای مداوم در ارتباط با دوستان یا والدین سوق خواهد داد.


مهارتهای فرزند پروری آموختنی ست .

#پیام مشاور
عمادی؛مشاور دبستان معراج اندیشه

برخی کودکان تحمل باختن در بازی را ندارند چگونه تحمل آنان را بالا ببریم؟

فرزند پروری

رفتار با کودک

برخی کودکان تحمل باختن در بازی را ندارند چگونه تحمل آنان را بالا ببریم؟
????????
۱. دلیل این امر اینست که آن‌ها خودباوری و اعتماد به نفس پایینی دارند.
و احساس منفی درباره خود دارند که باید تلاش نمود تا اعتماد به نفس او را بالابرید.

۲. او را با خواهر و برادر و همسالانش مقایسه نکنید.
درباره برد و باخت و اینکه لازم نیست انسان همیشه برنده شود و برد و باخت نوبتی است به او توضیح دهید.

۳. هرگز به‌ گونه‌ای با کودک بازی نکنید که همیشه برنده شود بگذارید گاهی باختن را هم تجربه کند.
و در آن زمان برد قبلیش را به او یادآوری کنید.

۴. بیشتر بازی‌های غیر رقابتی را در لیست بازی‌هایش قرار دهید.

۵. رفتار والدین در مسئله برد و باخت نیز بسیار تأثیرگذار است.مثل اظهار ناراحتی یا اعطای جایزه و ... .

۶. بهتر است بی‌اهمیت بودن باختن را در روش الگویی به‌صورت عملی به او بیاموزید.
۷. به کودک اطمینان خاطر بدهید در صورت باختن و شکست جایگاه و ارزشش برای شما تغییری نمی کند.
۸. در حین بازی،فعالیت و مسابقه ،تلاش کودک خود را تشویق نکنید نه نتیجه را!

مهارتهای فرزند پروری آموختنی ست .

#پیام مشاور
عمادی؛مشاور دبستان معراج اندیشه

مشاهده مطالب قدیمی تر...